بلدی گریه کنی؟!
گرگینه مثل همیشه در حال خندیدن بود
در حال تقسیم باقی مانده نیرویش با دوستانش
در همین حال کسی از او پرسید آیا تو بلدی گریه کنی؟!
گرگینه پاسخی نداد فقط خندید
در پس آن خنده به یادش آمد امشب ماه کامل است
و این دوستان کجا هستند تا دردهای واقعی او راببینند…